شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۳۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاید آن زلف شکن برشکن ار می‌شکنیدل ما را مشکن بیش به پیمان‌شکنی
۲
کار زلف سیه ار سر ز خطت برگیردچشم بَر هم نزنی تا همه بَر هم نزنی
۳
گرچه سر بر خط هندوی تو دارد دایمای بسا کار سر زلف که در پا فکنی
۴
از چه در تاب شود هر نفسی گر به خطانسبت زلف تو کردند به مشک ختنی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth