خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب میچشم تو مست خواب و تو مست و خراب می
۲
فرخنده روز آنک بروی تو هر دمشطالع شود ز مطلع جام آفتاب می
۳
اکنون که باد صبح گشاید نقاب گلآب فسرده را ز چه سازی نقاب می
۴
تا کی کنم ز دیده ی می لعل در قدحاز گوهر قدح بنما لعل ناب می
صفحهٔ ۱ از ۳