شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنک بر هر طرفی منتظرانند او راننگرد هیچ که خلقی نگرانند او را
۲
سرو را بر سر سرچشمه اگر جای بودجای آن هست که بر چشم نشانند او را
۳
حیف باشد که چنان روی ببیند هر کسزانک کوته نظران قدر ندانند او را
۴
هست مقصود دلم زان لب شیرین شکریبود آیا که بمقصود رسانند او را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth