خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگوئید ای رفیقان ساربان راکه امشب باز دارد کاروان را
۲
چو گل بیرون شد از بستان چه حاصلز غلغل بلبل فریاد خوان را
۳
اگر زین پیش جان می پروریدمکنون بدرود خواهم کرد جان را
۴
بدارای ساربان محمل که از دورببینم آن مه نامهربان را
صفحهٔ ۱ از ۳