خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نظری کن اگرت خاطر دوریشانستکه جمال تو ز حسن نظر ایشانست
۲
روی ازین بنده ی بیچاره ی درویش متابزانک سلطان جهان بنده ی درویشانست
۳
پند خویشان نکنم گوش که بی خویشتنمآشنایان غمت را چه غم از خویشانست
۴
بده آن باده ی نوشین که ندارم سر خویشکانک از خویش کند بیخبرم خویش آنست
صفحهٔ ۱ از ۲