خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من به قول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوستکز نکورویان اگر بد در وجود آید نکوست
۲
گر عرب را گفتگوئی هست با ما در میانحال لیلی گو که مجنون همچنان در جستجوست
۳
چون عروس بوستان از چهره بگشاید نقاببلبل ار وصف گل سوری نگوید هرزه گوست
۴
گرچه جانان دوست دارد دشمنی با دوستاندشمن جان خودست آنکس که برگردد ز دوست
صفحهٔ ۱ از ۳