خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نفسی همدم ما باش که عالم نفسیستکان کسی نیست که هر لحظه دلش پیش کسیت
۲
تو کجا صید من سوخته خرمن باشیکه شنیدست عقابی که شکار مگسیست
۳
نه من دلشده دارم هوس رویت و بسهر کرا هست سری در سر او هم هوسیست
۴
از دل ما نشود یاد تو خالی نفسیحاصل از عمر گرانمایه ی ما خود نفسیست
صفحهٔ ۱ از ۳