خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو سرچشمه ی چشم من دیده استلب غنچه بر چشمه خندیده است
۲
بدان وجهم از دیده خون می رودکه از روی خوب تو ببریده است
۳
چرا کینه ورزی کنون با کسیکه مهر تو پیش از تو ورزیده است
۴
نهان کی کند خامه رازم که اوتراشیده ی ناتراشیده است
صفحهٔ ۱ از ۳