خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لبت باده فروش و دل من باده پرستجانم از جام می عشق تو دیوانه و مست
۲
تنم از مهر رخت موئی و از موئی کمصد گره در خم هر مویت و هر موئی شست
۳
هر که چون ماه نو انگشتنما شد در شهرهمچو ابروی تو در باده پرستان پیوست
۴
تا ابد مست بیفتد چو من از ساغر عشقمی پرستی که بود بیخبر از جام الست
صفحهٔ ۱ از ۳