شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی ندهی داد من ای داد ز دستترحم آر که خون در دلم افتاد ز دستت
۲
تا دور شدی از برم ای طرفه ی بغدادشد دامن من دجله ی بغداد ز دستت
۳
از دست تو فردا بروم داد بخواهمتا چند کشم محنت و بیداد ز دستت
۴
بی شکّر شیرین تو بر درگه خسروبر سینه زنم سنگ چو فرهاد ز دستت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth