خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرغان این چمن همه بی بال و بی پرندمردان این قدم همه بی پا و بی سرند
۲
از جسم و جان بری و ز کونین فارغندبا خاک ره برابر و از عرش برترند
۳
روح مجسّمند نه جسم مروّحندنور مصوّرند نه شمع منوّرند
۴
بر عرصه ی حدوث قدم در قدم زننددر مجلس وجود شراب از عدم خورند
صفحهٔ ۱ از ۳