شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نسیم باد صبا چون ز بوستان آیدمرا ز نکهت او بوی دوستان آید
۲
برون دود زره دیده اشک گرم رومز بسکه از دل پر خون من بجان آید
۳
قلم چه شرح دهد زانک داستان فراقنه ممکنست که یک شمه در بیان آید
۴
اگر بجانب کرمان روان کنم پیکیهم آب دیده که در دم بسر دوان آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth