خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوستان جنّتست و سروم حورتیره شب ظلمتست و ما هم نور
۲
آب در پیش و ما چنین تشنهباده در جام و ما چنین مخمور
۳
دلبر از ما جدا و دل بر اوما ز می مست و می ز ما مستور
۴
بگذر از نرگسش که نتوان داشتچشم بیمار پرسی از رنجور
صفحهٔ ۱ از ۳