خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سپیده دم که بر آمد خروش بانگ رحیلبرفت پیش سرشک من آب دجله و نیل
۲
جهان ز گریه ام از آب گشت مالامالز سوز سینه ام آتش گرفت میلامیل
۳
هلاک من چون بوقت وداع خواهد بودبقصد جان من ای ساربان مکن تعجیل
۴
مگر بشهر شما پادشه منادی کردکه هست خون غریبان مباح و مال سبیل
صفحهٔ ۱ از ۳