خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابمو آتش چهره نمودی و ببردی آبم
۲
آنچنان تشنه لعل لب سیراب توامکاب سرچشمه ی حیوان نکند سیرابم
۳
دوش هندوی تو در روی تو روشن می گفتکه مرا بیش مسوزان که قوی در تابم
۴
آرزو می کندم با تو شبی در مهتابکه بود زلف سیاهت شب و رخ مهتابم
صفحهٔ ۱ از ۳