خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردنکه وصف آتش سوزان بنی مشکل توان کردن
۲
در آن حضرت که باد صبح گردش در نمی یابددمادم قاصدی باید ز خون دل روان کردن
۳
شبان تیره از مهرش نبینم در مه و پروینکه شرط دوستی نبود نظر در این و آن کردن
۴
مرا ماهیت رویش چو شد روشن بدانستمکه بی وجهست تشبیهش بماه آسمان کردن
صفحهٔ ۱ از ۴