خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خویش را در کوی بیخویشی فکنتا ببینی خویشتن بی خویشتن
۲
جرعه ئی بر خاک می خواران فشانآتشی در جان هشیاران فکن
۳
هر کرا دادند مستی در ازلتا ابد گو خیمه بر میخانه زن
۴
مرغ نتواند که در بندد زبانصبحدم چون غنچه بگشاید دهن
صفحهٔ ۱ از ۳