خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک من خاقان نگر در حلقه عشّاق اوماه من خورشید بین در سایه ی بغطاق او
۲
خان اردوی فلک را کافتابش می نهندبوسه گاهی نیست الا کوکب بشماق او
۳
گرچه چنگزخان بشمشیر جفا عالم گرفتاینهمه قتل و ستم واقع نشد در جاق او
۴
ارچه در تابست زلفش کاین تطاول می کندگوئیا جور و جفا شرطست در میثاق او
صفحهٔ ۱ از ۳