شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانهمی رفت بسر وقت حریفان شبانه
۲
بر لاله زنیلش اثر داغ صبوحیبر ماه ز مشکش گره جعد مغانه
۳
یاقوت بمی شسته و آراسته خورشیدمرغول گره کرده و کاکل زده شانه
۴
زلف سیهش را در شوریده گرفتارتیر مژه اش را جگر خسته نشانه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth