خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لبت خنده بر شراب زدهچشم من بر رهت گلاب زده
۲
شب مه پوش و ماه شب پوشتطعنه بر ابر و آفتاب زده
۳
هر شبی جاودان بابل راچشم مست تو راه خواب زده
۴
خط سبز تو از سیه کاریباز نقشی دگر بر آب زده
صفحهٔ ۱ از ۳