خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش اندر آب هرگز دیده ئیعنبر اندر تاب هرگز دیده ئی
۲
چون دهان بر لعل شورانگیز اوپسته و عنّاب هرگز دیده ئی
۳
شد نقاب عارضش زلف سیاهشام بر مهتاب هرگز دیده ئی
۴
سنبل پرتاب هرگز چیده ئینرگس پر خواب هرگز دیده ئی
صفحهٔ ۱ از ۲