شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برو ای باد بهاری به‌دیاری که تو دانیخبری بر زمن خسته به‌یاری که تو دانی
۲
چون گذارت به‌سر کوی دلارام من افتدخویش را در حرم افکن به‌گذاری که تو دانی
۳
آستان بوسه ده و باش که آسان نتوان زدبوسه بر دست نگارین نگاری که تو دانی
۴
چون در آن منزل فرخنده عنان باز کشیدیخیمه زن بر سر میدان سواری که تو دانی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth