خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستیبنشین که آشوب از جهان برخاست چون برخاستی
۲
چون عدل سلطان جهان کیخسرو خسرو نشانعالم بر وی دلستان چون گلستان آراستی
۳
ای ساعد سیمین تو خون دل ما ریختهگر دعوی قتلم کنی داری گوا در آستی
۴
برچینیان آشفته هندوی تو از شوریدگیدر جاودان پیوسته ابروی تو از ناراستی
صفحهٔ ۱ از ۲