خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۵۷
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح کز چشم فلک اشک ثریا میریختمهر دل آب رخم ز آتش سودا میریخت
۲
آن سهیسرو خرامان ز سر زلف سیاهدل شوریدهدلان میشد و در پا میریخت
۳
چین گیسوی دوتا را چو پریشان میکردمشک در دامن یکتایی والا میریخت
۴
شعر شیرین مرا ماه مُغَنی میخواندوآب شِکَّر بهلبِ لعلِ شکرخا میریخت
صفحهٔ ۱ از ۳