شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۵۶

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به بوستان جمالت بهار بسیار استولیک با گل وصل تو خار بسیار است
۲
مدام چشم تو مخمور و ناتوان خفته استچه حالت است که او را خمار بسیار است
۳
می‌ام ز لعل دل‌افروز ده که جان افزاستوگرنه جام می خوشگوار بسیار است
۴
خط غبار چه حاجت به گِردِ رخسارتکه از تو بر دل ما خود غبار بسیار است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth