خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۶۵
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر آید نفس از عشق دمی باید زدبر سر کوی محبت قدمی باید زد
۲
چهره بر خاک در سیمبری باید سودبوسه بر صحن سرای صنمی باید زد
۳
هر دم از کعبه ی قربت خبری باید جستخیمه بر طرف حریم حرمی باید زد
۴
هر شب از دفتر سودا ورقی باید خواندوز جفا بر دل پر خون رقمی باید زد
صفحهٔ ۱ از ۳