خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۶۷
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم از دست بشد تا بسر او چه رسدوین جگر سوخته را از گذر او چه رسد
۲
از برم رفت و من بیدل و دین بر سر راهمترصد که پیامم زبر او چه رسد
۳
شد بچین سر زلف تو و این عین خطاستتا من دلشده را از سفر او چه رسد
۴
خبرت هست که شب تا بسحر منتظرمبر سر کوی ستم تا خبر او چه رسد
صفحهٔ ۱ از ۳