خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۶۹
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سپیده دم که صبا بر چمن گذر می کرددل مرا ز گلستان جان خبر می کرد
۲
چو غنچه از لب آن سیمبر سخن می گفتدهان غنچه پر از خرده های زر می کرد
۳
اگر ز نرگس مستش چمن نشان می داددلم بدیده ی حسرت درو نظر می کرد
۴
تذرو جان من از آشیان برون می شدچو گوش بر سخن بلبل سحر می کرد
صفحهٔ ۱ از ۳