شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۷۸

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گهی که شرح فراقت کنم بدیده سوادشود سیاهی چشمم روان بجای مداد
۲
کجا قرار توانم گرفت در عربتکه گشته ام بهوای تو در وطن معتاد
۳
هر آنکسی که کند عزم کعبه ی مقصودگر از طریق ارادت رود رسد بمراد
۴
در آن زمان که وجودم شود عظام و میمز خاک من شنوی بوی بوستان و داد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth