خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۷۹
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طوطی از پسته تنگ تو شکر گرد آوردچشمم از درج عقیق تو گهر گرد آورد
۲
صد دل خسته بهر موئی از آن زلف درازمهر رخسار تو در دور قمر گرد آورد
۳
مردم چشم من از بهر نثار قدمتای بسا دُر که درین قصر دو در گرد آورد
۴
گنج قارون چو درین ره به پشیزی نخرندرخ زردم بچه وجه اینهمه زر گرد آورد
صفحهٔ ۱ از ۳