خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۸۰
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من جان ز غم عشق تو آسان نبردوین عجبتر که اگر جان ببرد جان نبرد
۲
گر ازین درد بمیرم چه دوا شاید کردکانک رنج تو کشد راه بدرمان نبرد
۳
شب دیجور جدائی دل سودائی منبی خیال سر زلف تو بپایان نبرد
۴
هر کرا ساعد سیمین تو آید در چشمدست حیرت نتواند که بدندان نبرد
صفحهٔ ۱ از ۳