شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۸۴

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمداز پی دل بشد و سوخته پر باز آمد
۲
گرچه سر تا قدم از آتش غم سوخته بودرفت و صد باره از آن سوخته تر باز آمد
۳
هر که بیند من بی برگ و نوا را گویدیا رب این خسته جگر کی ز سفر باز آمد
۴
سر تسلیم چو بر خط عبودیت داشتچون قلم رفت بهر سوی و بسر باز آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth