خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۸۵
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمدوگر از پای در افتاد بسر باز آمد
۲
ظاهر آنست کزین پس گهر ارزان گرددکه چو دریا شد و چون کان گهر باز آمد
۳
آنک در رسته ی بازار وفا زر میزددر رخ خویش نظر کرد و ززر باز آمد
۴
گرچه طوطی ز شکر نیک بتنگ آمده بوددگر از آرزوی تنگ شکر باز آمد
صفحهٔ ۱ از ۳