خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۸۶
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گلی برنگ تو از غنچه بر نمی آیدبتی بنفش تو از چین بدر نمی آید
۲
مرا نپرسی و گویند دشمنان که چراز پا فتادی و عمرت بسر نمی آید
۳
چه جرم کردم و از من چه در وجود آمدکه یادت از من خسته جگر نمی آید
۴
شدم خیالی و در هر طرف که می نگرمبجز خیال توام در نظر نمی آید
صفحهٔ ۱ از ۳