خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۹۴
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس حال من سوخته جز شمع نداندکو بر سر من شب همه شب اشک فشاند
۲
دلبستگئی هست مرا باوی از آنرویکز سوخته حالی بمن سوخته ماند
۳
گر خسته شوم بر سر من زنده بداردور تشنه شوم در نظرم سیل براند
۴
زنجیر دل تافته را در غم و دردمگر رشته جانست بهم در گسلاند
صفحهٔ ۱ از ۳