خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۹۵
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشدیا سرو روان چون قد دلجوی تو باشد
۲
مانند کمان شد قد چون تیر خدنگملیکن نه کمانی که ببازوی تو باشد
۳
در تاب مرو گر دل گمشگته ی ما راگویند که در حلقه ی گیسوی تو باشد
۴
بیرون تو از هر دو جهان روی بتابمکز هر دو جهان قبله ی من روی تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۳