شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۰۴

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تاجداری کند آنکس که ز سر درگذردره بمنزل برد آنکو ز سفر درگذرد
۲
کوه سنگین دل اگر قلزم چشمم بیندموج طوفان سرشکش ز کمر درگذرد
۳
نکند ترک شکر خنده ی شیرین خسرولیک پیشین لب شیرین ز شکر درگذرد
۴
دیده دریا دلی از خون دلم می بیندکو تواند که روان از سر زر درگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth