خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۰۵
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کو چو شمع زآتشِ دل تاجِ سر نکردسر در میانِ مجلس عشّاق بَر نکرد
۲
بر خطِّ عشقِ ماهرخان چون قلم کسیننهاد سر، که همچو قلم ترکِ سر نکرد
۳
آنکس شکست قلب، که بیمش ز جان نبودوان یافت زندگی، که ز کشتن حذر نکرد
۴
سر بر نکرد پیش سرافکندگانِ عشقچون شمع، هر که سرکشی از سر به در نکرد
صفحهٔ ۱ از ۳