خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۱۱
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی لالهرخان روی به صحرا نتوان کردبی سروقدان میل تماشا نتوان کرد
۲
کام دلم آن پسته دهانست ولیکنزان پسته دهان هیچ تمنا نتوان کرد
۳
گفتم مرو از دیدهی موج افکن ما، گفتپیوسته وطن بر لب دریا نتوان کرد
۴
چون لاله دل از مهر توان سوختن امااسرار دل سوخته پیدا نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳