شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۱۲

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بودبر سر آتش سوزنده بسی نتوان بود
۲
من نه آنم که بود بادگری پیوندمزانک هر لحظه گرفتار کسی نتوان بود
۳
با توام گرچه بگیسوی تو دستم نرسدبا تو هر چند که بی دسترسی نتوان بود
۴
یکدمم مرغ دل از خال تو خالی نبودلیکن از شور شکر با مگسی نتوان بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth