خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۱۷
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تنم تنها نمی خواهد که در کاشانه بنشینددلم را دل نمی آید که بی جانانه بنشیند
۲
ز دست بنده کی خیزد که با سلطان درآمیزدکه کس با شمع نتوان که بی پروانه بنشیند
۳
دلی کز خرمن شادی نشد یک دانه اش حاصلچنین در دام غم تا کی ببوی دانه بنشیند
۴
اگر پیمان کند صوفی که دست از می فرو شویمبخلوت کی دهد دستش که بی پیمانه بنشیند
صفحهٔ ۱ از ۳