خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۲۷
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که از شرمت خوی از رخساره ی خور می چکدچون سخن می گوئی از لعل تو گوهر می چکد
۲
زان لب شیرین چو می آرم حدیثی در قلماز نی کلکم نظر کن کاب شکّر می چکد
۳
دامن گردون پر از خون جگر بینم به صبحبسکه در مهر تو اشک از چشم اختر می چکد
۴
چون عقیق گوهر افشان تو می آرم بیاددر دمم سیم مذاب از دیده بر زر می چکد
صفحهٔ ۱ از ۳