خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۳۷
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اندمرده دل جمعی که دل دادند و جان نسپرده اند
۲
چشم سرمستان دریا کش نگر وقت صبوحتا ببینی چشمه ها را کاب دریا برده اند
۳
ما برون افتاده ایم از پرده ی تقوی ولیکپرده سازان نگارین همچنان در پرده اند
۴
دُردنوشان بسکه اشک از چشم ساغر رانده اندخون دل در صحن شادروان بجوش آورده اند
صفحهٔ ۱ از ۳