خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۶۰
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبرو آنک قربان رهت گشت ز کیشش چه خبر
۲
هدف ناوک چشم تو ز تیغش چه زیانتشنه ی چشمه ی نوش تو ز نیشش چه خبر
۳
هر کرا شیر ز پیش آید و شمشیر از پسچون بود کشته ی عشق از پس و پیشش چه خبر
۴
گرچه هر دم بودم صبر کم و حسرت بیشمست پیمانه مهر از کم و بیشش چه خبر
صفحهٔ ۱ از ۲