شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۵۹

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قلم گرفتم و می خواستم که بر طومارتحیتی بنویسم بسوی یار و دیار
۲
برآمد از جگرم دود آه و آتش دلفتاد در نی کلکم ز آه آتش بار
۳
امید بود که کاری برآید از دستمز پا فتادم و از دست برنیامد کار
۴
اگرچه باد بود پیش ما حکایت توبرو نسیم و پیامی از آن دیار بیار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth