خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۸۱
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که راه نماید کنون بخانه ی دلکه خاک راهم اگر دل دهم بخانه ی گل
۲
من آن نیم که ز دینار باشدم شادیاگرچه بنده باقبال می شود مقبل
۳
چو سرو هر که برآورد نام آزادیدلش کجا بسهی قامتان شود مائل
۴
مرا قتیل نبیند کسی بضربت تیغمگر گهی که ز من منقطع شود قاتل
صفحهٔ ۱ از ۳