خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۸۵
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که نیست بخاک درت امید وصولکجا بمنزل قربت بود مجال نزول
۲
اگر وصال تو حاصل شود بجان بخرمولی عجب که رسد کام بیدلان بحصول
۳
چنین شنیده ام از پرده ساز نغمه ی شوقکه ضرب سوختگان خارج اوفتد ز اصول
۴
خموش باش که با کشتگان خنجر عشقخلاف عقل بود درس گفتن از معقول
صفحهٔ ۱ از ۳