خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۰۴
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایمچون صدف دامن پر از لؤلؤی لالا کرده ایم
۲
خرقه ی صوفی بخون چشم ساغر شسته ایمدین و دنیا در سر جام مصفّا کرده ایم
۳
عیب نبود گر ترنج از دست نشناسیم از آنکز سر دیوانگی عیب زلیخا کرده ایم
۴
تا سواد خط مشکین تو بر مه دیده ایمسرّ سودای ترا نقش سویدا کرده ایم
صفحهٔ ۱ از ۳