شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۰۹

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشان دل بی نشان از که جویمحدیث تن ناتوان با که گویم
۲
گر از کوی او روی رفتن ندارممگیرید عیبم که در بند اویم
۳
برویم فرو می چکد اشک خونینز خون جگر تا چه آید برویم
۴
رخ از زانک شستم بخوناب دیدهغبار سر کویت از رخ نشویم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth