خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۱۴
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه من آب رخ از خاک درت یافته امگرد خاطر همه از رهگذرت یافته ام
۲
چون توانم که دل از مهر رخت برگیرمزانک چون صبح بآه سحرت یافته ام
۳
بنشین یکدم و بر آتش تیزم منشانکه بدود دل و سوز جگرت یافته ام
۴
در شب تیره بسی نوبت مهرت زده امتا سحرگه رخ همچون قمرت یافته ام
صفحهٔ ۱ از ۳